همانگونه که در اولین نامه خطاب به جناب آقای آوائی ریاست محترم دادگستری استان تهران نوشته شده (نسخه ای از آن برای صدور مجوز لازم به وزارت کشور ارسال گردیده که از طرف آن وزارت مواجه با سکوت گردیده که حتی به نامه ارسالی قبلی نیز که از طرف ریاست محترم جمهوری ارسال شده بود نیز پاسخی نداده اند ) و در راهپیمائی مورخ ۳۰/۳/۸۷ نیز مورد تصویب و خواسته کلیه افراد شرکت کننده قرار گرفت تجمع های چهار گانه دقیقا انجام خواهد گرفت محل استقرار
تجمع پنجشنبه ۲۷/۴/۸۷ ساعت ۱۰ صبح در مقابل ریاست جمهوری
اسلامی ایران واقع در خیابان پاستور
می باشد امید وارم در این تجمع افراد تعاونی ها ی دهگانه راس ساعت در محل مذکور حاضر شوند
شعار ما حق خواهی است و استدعا دارد هر کس میتواند این شعر را روی کاغذ نوشته و در بالای سر خود نگه دارد
نصیحتم به گوش جان بشنو غاصب نماز تو باطل کند حاسب
تا ناظرین بدانند غصبی صورت می گیرد زمینی از مالکین آن غصب می گردد و ما خداوند را به استعانت می طلبیم : شاید غاصبین کور دل بدانند با حمله به زمینهای سند دار که مالکیت آن به قسم خورده ترین انسانهای این جمهوری که عبارت از قضات عالیقدر و کارمندان صبور و رنجدیده قوه قضائیه که دائم العمر با مضیقه های گوناگون با حقوق ناچیز حتی کمتر از یک کارگر و معلم زندگی کرده و هرگز صدائی از او شنیده نشده و چون خود مقررات و قوانین را حراست می کند به ناچار از دیوار آن نیز بالا نرفته و خادم خاص قانون بوده و هست و اکنون به اموال و دارائی او حمله می شود باید نیت و هدف از این عمل غاصبین را ریشه یابی کرد و باید دانست غرض آنها از این عمل چیست زمین در این کشور زیاد است هدف غائی غاصبین ایجاد نارضائی آنهم در بین صف اول نظام مقدس جمهوری اسلامی یعنی قضات محترم و کارمندان قوه قضائیه می تواند باشد او نظام را هدف قرار داده است
اما باید بداند که شرایط احراز صف اول صبر است و قرار و در زمان لازم استقامت است و فریاد به این کوته فکران باید یاد آور شد که زمین توسط شرکت تعاونی از ستاد اجرائی فرمان حضرت امام (ره) خریداری شده که ریاست عالیه آن با حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب است این بدان معنی است که رهبر عالیقدر مالکیت اعضاء تعاونی های دهگانه را نسبت به زمین های شهید بابائی معتبر می دانند و مغرضین در وارونه جلوه دادن حقایق استاد ی خود را نشان میدهند که عملی بیهوده است
زمین های شهید بابائی در حدود ۱۲۰۰ هکتار است چرا دست روی این ۲۰۰ هکتاری که سند دارد گذاشته اند و بقیه را رها کرده اند چون این زمینها برابر قانون سند دارند و بقیه بدون سند هستند این زمینها کارشان انجام شده و لقمه چرب و نرمی هستند ولی بقیه سند دار نیستند و برای صدور سند مواجه با قوانینی هستند که از قبل وجود داشته اند و اخیرا هم برای عدم دسترسی صاحبان حق (یعنی عالیترین نفرات بر گزیده جامعه یعنی قضات عالیقدر )تنظیم می گردد از قبیل مسکونی نبودن و کاربری های مختلفی داشتن اگر مسکونی نیست چرا د چها ر طرف همین زمین ساختمانهای چهار طبقه ساخته شده و عده ای ساکن هستند اگر کاربری تفریحی و فرهنگی دارد چرا بر جاده نیست آخر بهانه هم حدی دارد و اندازه ای
من امیدم را از سید عالیقدر رهبر معظم آقا و مرجع تقلیدم قطع نمی کنم و به عدالت او ایمان دارم و غاصبین را هم دعوت به تفکر و تعمق در اعمال و رفتارشان می کنم خداوند آنها را به راه راست هدایت فرماید.
نادر زارع صادقی کارمند بازنشسته دادگستری رکورد دار استیجار ۶۱ سال