تبليغاتX
دادتعاون ( بروید صفحه نخست)

دادتعاون ( بروید صفحه نخست)

اگر نظر دهید نشاندهنده آن است که می خواهید این وبلاگ به حیات خود ادامه دهد

بسمه تعالی.

با سلام به همه عزیزانی که از سال 81 باخریداری این قطعه زمین بارقه امید  به  سر پناهی جهت خانواده محترمشان در دلشان جوشیدلکن روزها و ساعات فراوانی را تاامروز جزء در مصیبت ومصیبت زدگی، بیم وهراس از رفتار افرادی خاص بسر نبرده اند.افرادی که خود را نه تنها فراتر از قانون دانسته وخود را ملزم به رعایت آن نمی دانند بلکه خود را صاحب ومالک تمامی اموال و اجزای جامعه دانسته وبه خود اجازه میدهند هر عمل نابحقی را حق جلوه داده واجراء نمایند و حق الناس را جهت منافع شخصی خود در پیشگاه مسئولین موجه و معظم نظام ما با توجیهاتی واهی نظیر:استراتژیک بودن،وجود مهمات،خط کمربند زلزله و..... مطرح نموده وخود را مصلح و موجه جلوه می دهند در حالی که خانوار خود را در همین اراضی اسکان       داده اند.خداوند متعال میداند در این مدت 6 سال به  خانواده های مظلوممان که از حق خود محروم بوده اند چه گذشت وچه بسیار مردانی که نزد همسر و فرزند حقارتها کشیدند.

در یک نگاه عمیق،افراد و اعضای تعاونی ها شامل پرسنل خدوم و زحمتکش طبقه کارمندی قوه قضائیه بوده که حتی در بینشان جمع کثیری از جانبازان عزیز و خانواده گرامی شهدای ،آزادگان محترم بسیاری وجود دارند (دراین مدت و در زمینه مسکن دار شدنشان با وجود خریداری این قطعه زمین آنچنان از عزت و احترام و اکرامی بی شائبه  برخوردار شدند!؟!) که سر به گریبان برده وخون دل خوردند و النهایه شکوه به درگاه ایزد منان بردند و آه کشیدند وحتی برخی از آنان حق خودرا بر اثر بار مشکلات اقتصادی فراوان به ثمن بخس به دلالان از خدا  بی خبر همان افراد خاص واگذار نمودند.

راستی این را هم بگویم و حتما بدانیم که باید خداوند متعال را هزاران هزار ؛ نه ؛  بی نهایت بی نهایت  شکرگزار بود که این، هم او بود که تا امروز این اراضی را از گزند و چشم زخم نهایی همان افراد که توصیفشان در بالا رفت؛ نگهدار و نگهبان بوده است و خواهد بود.چرا که به اعتقاد ما(جمع گرفتار آمده) این موهبتی است که خداوند ارزانی داشته و چون هدیه از جانب خداوند میباشد خود او نگهدار و نگهبان آن هست.(فانت ا... خیر حافظا).دلیل به این مدعی موارد بسیاری بوده در طی این زمانها که آن افراد غیر شریف، بر سر اراضی دگر آورده اند؛ زمین را متصرف شدند و.... و به هیچ احدی از آحاد جامعه پاسخگو نبودند.

پس برماست که از آنجائیکه اراده و مشیت پرورگارمان بر آن است؛ جهد وکوشش کنیم و توکل نماییم وتا زمان احقاق حقمان یک دم نیاساییم. چرا که خداوند عزوجل بشارت داده به این آیه شریفه : « ونرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض ونجعلهم ائمة ونجعلهم الوارثین » (سوره مبارکه قصص آیه 5 )

نظر این بنده حقیر در این مقال این است که همه ما باید با یکپارچگی وهمبستگی وتوکل به ا... الصمد در مقابل تصمیم آنان که در محافل نامیمون خود مانند اشباح با دستانی ناپیدا در جهت ثروت اندوزی ناحق و نامشروع با قدرتی که منشاء آن غیر الهی بوده و زاییده حرکات شیطنت بارشان است؛ با تمام وجود به ایستیم واز پرداخت هزینه های آن ابا نداشته باشیم.( نه اینکه در زمانی نه چندان دور ما را،خانواده مارا و اموال مارا به دستورشان سنگسار نمودند.نه اینکه در مقابل قانون و اجرای آن و در حضور تمامی مجریان قانون و نیز نمایندگان محترم آیات عظام با حمایل نمودن اسلحه گرم خود صف کشیدند. ) پس به یاری وفضل پروردگار فریادمان را به گوش مسئولین محترم نظاممان، افراد آزاد اندیش،فرهیختگان جامعه،نمایندگان محترم و ... برسانیم وتا احقاق حقمان یک دم  آسوده نباشیم. نصر من ا... و فتح قریب.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 23:54  توسط نریمان  | 

واقعا متاسفم  که این همه افراد در تعاونی های دهگانه هستند و اندکی به فکر خودشان نیستند .

آهای با شماها هستم میدانید زمینی که خداوند منان نصیبتان کرده چند می ارزد اگر سی سال تمام هم در این شغل باشید نمی توانید یک دهم آنرا از راه صحیح در آورید مگر آنکه .....

آخه تاکی باید ظلم را تحمل کنید و دم بر نیاورید بابا شما که با دولت جمهوری اسلامی  زبانم لال دشمن نیستید اگر حق خودتان را بخواهید و بگیرید تازه دولت جمهوری اسلامی به شما افتخار هم می کند که هستند کسانی که بدون ترس و لرز حق خود را می گیرند پس در مقابل زورگویان هم اگر بایستم پشتیبان دارم آخر به چه چیز شما باید بنازد که نمی توانید حق خود را بگیریدعده ای در مقابل قانون ایستاده اند و حق ببخشید قاضی این مملکت را بالا می کشند و آنوقت متاسفانه صاحبان حق اصلا دم بر نمی آورند  به قول بچه های امروزی        بابا ایول  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 1:51  توسط نریمان  | 

خسته بودم از مترو كه پياده شدم از خستگي تلوتلو مي خوردم شوخي نيست از صبح تاكسي مترو اتوبوس همه را چندين بار سوار شده بودم و حالا هم يك تاكسي بايد سوار مي شدم و يك اتوبوس تا به سر كارم مي رسيدم آنهم ساعت دوازده ونيم كلي هم خريد كرده بودم و ديگر بازوهايم توان بر داشتن آن بارها را نداشت وقتي بالاخره اتوبوس خليج هميشه فارس را سوار شدم و بارها را جلو خودم تلنبار كردم نفسي براحتي كشيدم و به خودم نهيب زدم كه آخ جون تا آخر خط مي توانم آرام بخوابم راستي يادم نرفته بگويم كه براي مبارزه با بو هاي بد داخل اتوبوس راهي پيدا كرده ام و آن اينكه يك شيشه ادكلن هميشه همراهم بر مي دارم البته كوچك آنرا و هر وقت سوار اين اتوبوسها ميشوم مقداري از آن را روي خودم خالي مي كنم .

مسافرين اتوبوس سوار شدند و راه افتاد من هم از موقعيت استفاده كردم و تكاني به خودم داده و جا بجا شدم تا آرام و آسوده تا آخر خط بخوابم بايد يك ايستگاه به آخر خط مانده پياده شوم و تا آنجا راه زيادي است به ايستگاه اول رسيديم مردم زيادي بالا آمدند و دو پيرمرد پشت سر من جا گرفته و نشستند و شروع به صحبت كردند آنها آذري بودند و ابتدا از ده صحبت مي كردند از شيرينكاريهاي خودشان نمونه ها مي آوردند و بلند بلند و قاه قاه مي خنديدندو صحبتهاي آنها جالب بود و بلندي صداي آنها چنان بود كه راننده هم كاملا صداي آنها را مي شنيد و او هم همراه ديگر مسافرين زير لب مي خنديد  از آنجا كه صحبت از شيرينكاري بود من هم توجه ام جلب شده بود براي مدتي خواب اتوبوسي را فراموش كرده بودم ولي كم كم پلك هايم سنگين شده بود و اوقاتم تنگ كه نمي توانستم بخوابم صحبت دو همشهري هم از ده و شيرينكاري حالا رسيده بود به محله با صفاي خليج هميشه فارس 

يكي مي گفت كوپي اوغلي  آمده به من ميگي كه يك طبقه هم بالاي خانه ات بساز بده من من در عوض سي مليون تومان به تو ميدم يكي نيست به اين پيدر سگ بگي كه آخي آدام نامرد يك آپارتمان بيسازم بيدم بيتو آونوقت اين چيندير غاز را بگيرم گده اونوقت به من چي ميگن نميگن من خر بودم زدم توي سرش گفتم برو پيدر سگ خر ديگه گير بيار ما خر نمي شيم

ديگري مي گفت آره مشدي مي دوني كه پيسر حاج آقا هيروئيني شده آره ديگه ديروز اصلا داشت پيلي پيلي مي رفت آن يكي جواب داد حقيشه اون پدرش حاجي رو مي گم سر تا سر سال كم فروشي مي كنه  گيران فروشي مي كنه سر مردم كلاه ميزاره اونوقت شب عاشورا يه گوسفند و دو تا گوني بيرينج ميدي تكيه اونوقت بايد هم پيسرش اينجوري باشه ديگه حالا نمي دوني كه دختر اون يكي چي شده عروسي نكرده بود كي وقتي شكم بالا آمده بودي مجبور شدند اون پسره رو كه از همه جا بي خبر بودي پيدا كردند و دختره رو بارش كردند پيسره هم كه وقتي فهميد گفت نمي توانم زندگي كنم كلي هم از مهريه و فلان بهمان داد تا از يقه اش دست كشيدند

نه بابا خوب پس اين پژوئي كه دختر ه سوار ميشي از اونجاست  خوب بله ديگه مردم زيرنگ تشريف دارند ديگه

خوب كبلائي تو چيكار كردي دخترا رو ميگم  چند تاشو عروس كردي چند تا موندند

والا تو كه ميدوني  خرج و مخارج گراني دو تاشو رد كردم ولي هنوز سه تا مونده ديگه تو چي

من كه پسر دارم دو تا ولي كاش بجاي اين دو تا پيسر يه دانا  بز داشتم لا اقل سر سال مي دونستم يه دو كيلو قزيل (پشم بز )دارم آخي چي فايده دارند اله ميرند مياند ميگند بابا پول بدي يك مبايل بخرم  فرداش مي گند افتاد شكست باز هم پول بدي لا الله الاالله پدر سوخته ها چند تا چند تا دوست دختر دارند من نميدانم اين دوخترها كار ندارند زندگي ندارند اله شب و روز به اين پيسرها  نميدونم اس مس  ميزنن اينا هم هي مي خندند بابا آخرش مي ترسم اينا ديوانا بشند ها

در همان حالتي كه چشمانم را بسته بودم تا خوابي آسوده داشته باشم صحبتهاي دو پيرمرد همشهري چنان جالب بود كه متوجه شدم به ايستگاهي كه بايد پياده شوم رسيده ام و بايد پياده بشوم ولي هنوز رشته صحبتها را دنبال مي كردم و بلند شدم تا نزديك درب هم آمدم ولي ايستاده بودم كه آخر صحبتهاي آنها را شنيده باشم و از غافله عقب نمانم و سرنوشت اين دو پسر را داشتم دنبال مي كردم كه راننده فرياد زد آقا پياده مي شي يا برم

به خودم خنده ام گرفت و با دست پاچگي رفتم پائين و اتوبوس رفت و من مانده بودم حاج و واج كه اين دو پير مرد تمام زندگي خود را در اتوبوس آنهم با صداي بلند براي همديگر تعريف مي كردند يا براي ديگران كه تمام اسرار زندگي خودشان و ديگران را فاش و برملامي كردند تازه متوجه شدم بابا اينجا خليج هميشه فارس نيست بلكه يكي از محله هاي تهران است بنام خليج ......

نريمان 22/2/87

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 20:49  توسط نریمان  | 

 

نامه اي كه خدمت رياست محترم كل دادگستري استان براي تظلم و رسيدگي فوري و خارج از نوبت ارسال شده است 

 

 

بسمه تعالي

 

جناب آقاي آوايي رياست معظم كل دادگستري استان تهران

 

تسامح در مبارزه با فساد، بنوعى همدستى با  فاسدان و مفسدان است (مقام معظم رهبري در نامه اي براي ثبت در تاريخ)

 

باسلام و احترام

همانگونه كه مقام عظماي ولايت حضرت آيت  اله خامنه اي(حفظكم اله)اين سال را سال نوآوري و شكوفايي در همه زمينه ها اعلام نمودند و همه ارگانها و دستگاههاي قواي سه گانه عزم خود را جزم نمودند تا با تدبير و مديريت فعال و كارگشا بتوانند به همه مردم شريف و نجيب كشور اسلامي ارائه خدمت نمايند.

و همچنين حضرت آيت اله هاشمي شاهرودي رياست محترم قوه قضائيه تاكيد برخاتمه دادن پرونده هاي قبل از سال 86 دارند.

 همانطور كه مستحضريد پس از گذشت حدود نه سال از عمر شركت تعاوني مسكن قضات شريف و كارمندان صبور دادگستري كه در غالب تعاونيهاي ده گانه قوه قضائيه فعاليت مي نمايند  با تلاش صادقانه هيات مديره زميني واقع در ضلع شمالي اتوبان شهيد بابائي خريداري كه تمامي مراحل قانوني را طي نموده و با صدور احكام قطعي و لازم لااجراء حكم به رفع تصرف صادر و اجراء شده (صورتجلسه تحويل زمين و رفع تصرف هم به امضاء طرفين شركت تعاوني و سپاه پاسداران رسيده و اسناد رسمي مالكيت اعضاء نيز صادر و تحويل گرديده است).

متاسفانه باز شاهد هستيم عده اي اين بار به صورت نامرعي و با استفاده از عملكردهائي مافيائي تهديد و زور بدون توجه به قانون و بلكه فراتر از قانون اقدام به ممانعت از حق نموده و قصد پايمال كردن قانون و اثرات آن كه ثمره ايستادگي و خون هزاران شهيد والامقام است رادرجهت اهداف و مقاصد شوم خود دارندتا حق و حقوق قانوني  پنج هزار عضو اين ده شركت  تعاوني  بزرگ را ( كه اعضاء آن جزءاقشار زحمتكش جامعه  هستندو مي خواهند بعد از سالها صاحب سر پناهي شوند)  از بين برده و اميد آنان را به ياس مبدل سازند.

 حال سئوال اعضاء اين است مگر همه در برابر قانون يكسان نيستند ونه اينكه هر كس به او ظلمي شود مي بايست به دادگاه و قاضي مراجعه كند حال اگر به خود قاضي و پرسنل دستگاه قضايي ظلم شود چه كسي پاسخگو است؟ به كدام قاضي و دادگاه بايد مراجعه كنند؟

از حضرتعالي كه رياست دادگستري استان تهران را بر عهده داريد و به موجب قانون مسئول اجراي صحيح قانون و نظارت برحسن اجراي احكام صادره مي باشيد تقاضاداريم با توجه به گذشت مدت طولاني و سرگرداني اعضاء محترم ترتيبي اتخاذ فرمايند تاظرف مهلت يك ماه نسبت به حل مشكل زمينهاي تعاونيهاي ده گانه قوه قضائيه (شهيد بابائي) كه 5000 (پنج هزار) عضودارنداقدام عاجل مبذول گردد.

با توجه به لبريز شدن صبر اعضاءمحترم و به ناچار اقدامات ذيل انجام خواهد شد.

اولين اقدام اعضاءمحترم و خانواده هاي آنان اعم از صغير و كبير تجمع در جلوي ساختمان قوه قضائيه خواهد بود (آخرين پنجشنبه خرداد ماه ساعت 10 صبح)

 در صورت عدم نتيجه دومين اقدام تجمع اعضاي تعاوني در جلوي ساختمان رياست جمهوري (آخرين پنجشنبه تير ماه ساعت 10 صبح )

 در صورت عدم نتيجه سومين حركت تجمع در مقابل مجلس شوراي اسلامي (آخرين پنجشنبه مردادماه ساعت 10 صبح )

 

 

 

 

در نهايت در صورت عدم رسيدگي و نرسيدن به پاسخ لازم مراسم تشيع جنازه اسناد مالكيت و آتش زدن كليه آراء صادره و اسناد مالكيت اعضاء در جلوي دفتر سازمان ملل خواهد بود (آخرين پنجشنبه شهريور ماه ساعت 10 صبح)

چرا كه با داشتن حكم دادگاه و سند مالكيت هنوز افرادي در اين كشور هستند كه فراتر از قانون مي باشند و چاره اي جز اعلام بي ارزش بودن آراء دادگاهها و اسناد مالكيت كه بر اساس قانون صادر گرديده و قطعي و لازم الاجراست وجود ندارد انشاءاله كه بذل عنايت نموده رسيدگي فرمائيد .

به عنوان ممانعت از حق از هر شخص حقيقي يا حقوقي شكايت داشته تعقيب قانوني (كيفري )آنها را خواستاريم.

 

 

 

پنج هزار عضو شركت تعاوني هاي 1-تعاوني مسكن ديوان عالي كشور 2-تعاوني مسكن دادستاني كل كشور          3- تعاوني مسكن روزنامه رسمي كشور            4-تعاوني مسكن ديوان عدالت اداري         5- تعاوني مسكن دادگستري كل استان تهران 6-تعاوني مسكن سازمان ثبت اسناد و املاك كشور

7- تعاوني مسكن دادسرا و دادگاه انتظامي قضات  8- تعاوني مسكن سازمان قضايي نيروهاي مسلح         9- تعاوني مسكن دادسراي ويژه روحانيت    10- تعاوني مسكن شوراي نگهبان

 

 

 

 

 

 

 

رونوشت : دفتر مقام معظم عظماي ولايت حضرت آيت اله خامنه اي (دامت بركاته)

دفتر آيت اله هاشمي شاهرودي رياست محترم قوه قضائيه جهت استحضار

رياست محترم مجلس شوراي اسلامي جناب آقاي دكتر حداد عادل جهت استحضار

رياست محترم مرجع تشخيص مصلحت نظام حضرت آيت اله هاشمي رفسنجاني

رياست محترم جمهوري اسلامي ايران جناب اقاي دكتر احمدي نژاد

 وزير محترم كشور جهت اطلاع و صدور مجوز تشكل صنفي اعضاء محترم و خانواده هاي آنان جهت احقاق حق و حقوق قانوني خود در تاريخهاي فوق الذكر و اعلام پاسخ نامهالكترونيكي شماره 464786 مورخ 1386/09/27 كه از طريق دفتر رياست محترم جمهور به آن مرجع ارسال گرديده و تا كنون جوابي واصل نگرديده

مديران عامل محترم تعاونيهاي ده گانه فوق (جهت اطلاع و اقدام لازم)

 بازرسين محترم تعاونيهاي ده گانه (جهت اطلاع و اقدام لازم)

 

نادر زارع صادقي كارمند بازنشسته دادگستري

من اميدم را از عدالت رهبر معظم قطع نميكنم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:42  توسط نریمان  | 

دو نظر براي شعر اينجانب درج شده كه تهديدي هم دارد در جواب آنهابا درج دو نظر مطلبي را براي آگاهي تهديد كننده كه خود را معرفي نكرده و آدرس  ايميل و وبلاگ يا سايتي را نداده است مي نويسم

سلام
خودتونو نگران نکنید این حتما رد مظالم بوده
اینقدر که کار مردمو تو دادگاهها با عدالت حل و فصل می کنید .....
عدالت فقط برای مردم عوام است نه برای افراد زمین خوار و دارای نفوذ
کافیه فقط کمی به دوران خدمت و کارهای خودتان مراجعه کنید جواب معلوم می شه

 

نویسنده: عوام

سه شنبه 10 اردیبهشت1387 ساعت: 15:36

ببين بچه جون اين جور پريدن به ديوار خوردن داره ها ميگيرنت مي برنت كتكت ميزنن گفته باشم

 

 

 

البته اينجانب سواد كافي براي دانستن معني رد مظالم را ندارم چرا كه دوپهلو است و بقول معروف روي ديوار كه اگر منظور نويسنده را درست نداني شايد اين طرف و شايد آنطرف سقوط كني و كلي حرف و حديث از آن بيرون طراود  كه ........ اين نقطه ها نيز از آن مقوله است اما معني عوام  را دانستيم كه تهديد مي كند و مي ترساند و شايد همين عامه باشد كه دستور بردن و كتك زدن صادر مي نمايد ما كه حساب پاك است پس از .... چه باك چون حق خواهي كرده ايم جرمي مرتكب نشده ايم و اگر جرياني ما را دستگير سازد بايد حد اقل يك قاضي دستور آنرا صادر كرده باشد كه چون به ضرر خود قاضي خواهد بود كه حق خواهي مرا ناديده بگيرد و هيچ عاقلي روي شاخه نشسته و آن را نخواهد بريد با يد گفت اين تهديدات حرف مفتي بيش نيست چرا كه در شماره 927 روزانه سخن مبين  رهبر معظم جمهوري اسلامي  در نامه اي براي ثبت در تاريخ فرموده اند (((((تسامح در مبارزه با فساد، بنوعى همدستى با فاسدان و مفسدان است))))) پس اين سخن متين ايشان را به عنوان جهاد قبول كرده و مقابل زمين خواران ايستادگي خواهم كرد باشد كتك آنرا هم نوش جان كنم كه هر چه باشد اين كتك از سركوفتهاي عيال خفيف تر خواهد بود بيت آخر شعر هم گفته ام مگر آنكه ديوانه و .........شويم همين است كه وقتي  غاصب را از زمين براني و عقوبت كار او را به او نشان ندهي مرتكب تهديد و ارعاب و هزار دسيسه ديگر خواهد شد واي بروزتان وقتي مهدي (عج) ........

امادر مورد بند آخر وجدان اينجانب شخصا آسوده آسوده است و سوابق خدمتي اينجانب نشان دهنده آن است همين بس كه هنوز هم اجاره نشينم پس از 31 سال خدمت و 5 سال باز نشستگي

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:29  توسط نریمان  | 

8 سال پيش ما كارمندان و قضات دادگستري با تاسيس يك تعاوني و فروش فرش و زيلو زميني را خريداري كرديم براي آنكه در آتيه مسكني داشته باشيم ولي زمينخواران محترم با ترفند هاي  آنچناني روي زمين چمبره زده اند و مي خواهند زمين را بالا بكشند   ميخواهم ببينم وقتي  قاضي و كارمند دادگستر ي به حق خودش با داشتن سند مالكيت رسمي و منقوله دار نرسد ديگر چه كسي خواهد توانست ادعاي حق كند

اين مطلب را با ايميل به جناب رياست محترم جمهور اطلاع دادم كه نامه را عينا به وزارت كشور ارسال و جواب آن هنوز هم واصل نشده است كه عين نامه ها در وب لاگ دادتعاون به آدرس www.dadnad12.blogfa.com    درج است هم چنين چند شب پیش در میان وبلاگ ها سر گردان بودم در یکی از آنها بر خوردم به اینکه خانمی را همسر ریاست محترم حمهور نامیده بودند وقتی به آن وبلاگ سرک کشیدم از قطعه ای شعر که در آنجا بود الهام گرفته و خطاب به آن خانم شعری را سروده و در د دلی نمودم که برایش بفرستم اما آدرس وب او را از دست داده بودم و از اسم ایشان فقط  دری یادم بود که نتوانستم با آن آدرس ایشان را بدست آورم بیت اول شعر زیر از آن خانم است و بقیه از حقیر

دست در دست هم اصلا ندهیم و نرویم

مگر آنوقت که دیوانه و تنها بشویم

به این سبک  من ادامه دادم

بی تو هم ما هزارو چهارصدو شصت و جند نفریم

قاضی و کارمند و در بدریم

لطف الله شامل حال ما ها شد

پول آن از فروش  فرش و زیلو شد

یک تعاون زدیم و عضو شدیم

به عدالت و چرخ او امید وار شدیم

در ورای خلع ید غاصبین ارگانی

ما د چار شهر داری و طرح و مرح شدیم

با تو گر    ما    به شصت و اند شویم

باز هم حریف زمین خوارگان نشویم

این عدالت كه چرخ  لنگ خود شكند

  دست در دست هم به سوي خدا بشويم

پس همین است که اصلا دست ندهیم

مگر آنوقت که دیوانه و ........بشویم

نریمان  ۳/۲/۸۷

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 3:5  توسط نریمان  |