بسمه الله الرحمن الرحيم
سلام:
روز جاري در ساعت سه بعد از ظهر مقابل درب شمالي مجلس حاضر شديم. و كم كم عده زيادي از اعضاء محترم تعاوني هاي مسكن دهگانه قوه قضائيه و شوراي نگهبان جمع شدند. در حدود 1200 نفر، ابتدا توسط اينجانب جلسه ستاد مشترك سپاه پاسداران انقلاب اسلامي براي آنان توضيح داده شد كه """ آقايان معارضين حتي جسارت را بدانجا رسانيدند كه فرامين و دستورات رهبر بزرگوار را هم تحريف مي كنند""" كه در اين موقع تمام اعضاء با شعار مرگ بر ضد ولايت فقيه نا رضايتي خود را از قانون شكني هاي معارضين كه ربطي به شخصيت حقوقي ارگان مقدس و نمونه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ندارند و اشخاصي حقيقي هستند كه قانون و احكام دادگاهها را قبول ندارند و براي جيفه دنيائي حتي شريف ترين انسان جمهوري اسلامي را هم .......... استغفرالله.
سپس شعارهائي از طرف اعضاءحاضر داده شد، نظير " احكام قضائي اجرا بايد گردد" " زمين بابائي آزاد بايد گردد" " حكم ولايت اجرا بايد گردد" " مجلس با كفايت حمايت حمايت" "زمين هاي بابائي حق مسلم ماست" "حكومت عدل علي اينهمه بي عدالتي" و " مرگ بر زمين خوار" خواسته هاي خود را به گوش مسئولين رسانيدند .كم كم شور اجتماع در بعضي از آقايان و خانمها بالا گرفت. چنانكه اقدام به رفتن وسط خيابان كردند و اينجانب هرچه سعي كردم تا آنها را آرام سازم، نشد كه نشد. در اين زمان از داخل مجلس خبر دادند ، كه جناب آقاي تجري، نايب رئيس محترم كميسيون قضائي مجلس شوراي اسلامي براي ديدار و ايراد سخناني تشريف مي آورند. كه حاضرين را به آرامش دعوت و در مقابل درب مجلس جمع شديم. جناب آقاي تجري ضمن سخناني فرمودند كه تا ده روز ديگر حتما نتيجه كميسيون قضائي مجلس شوراي اسلامي را به اطلاع هيئت مديره هاي تعاوني هاي مسكن دهگانه خواهند رسانيد كه باز هم تند روي هائي صورت گرفت ولي بايد بگويم كه اين ها تند روي نيست از روي استيصال و ناچاري است اين افرادي كه در آنجا تجمع كرده بودند همه آنها درست مثل خود من ناچار هستند آنها خانواده دارند خانواده آنها كه نمي توانند بيايند و دردشان را به گوش مسئولين برسانند تنها جائي را كه مي شناسند ، نان آور خانواده چه زن و چه مرد است كه زير شلاق سركوفت قرار مي گيرد خدا نكند انساني شرمنده اهل و عيال گردد كه صد در صد مرگ به مراتب بهتر از آن است. مي گوئيد نه ، يك روز به طور نا خواسته بيائيد منزل من يا يكي ديگر از هما ن اشخاصي كه در آنجا بودند و مي گوئيد تند رو هستند ببينيد چه مي كشيم خود من در منزلي استيجاري زندگي مي كنم كه ببخشيد شما نمي توانيد حتي يك شب در آن بيغوله بيتوته كنيد اگر فقط يك شب به منزل شاهانه من تشريف بياوريد از هر چه زندگي است سير خواهيد شد باور كنيد اينهارا اصلا خجل نيستم كه بيان مي كنم چون مسبب آن من نيستم مسبب آن كساني هستند كه نمي توانند قانون را به اجرا در آورند كساني هستند كه در مقابل قانون خيمه و خرگاه زده اند و روز روشن براي بردن مال مردم با بي حيائي به ميدان مي آيند و هر گز هم خجالت نمي كشند آنها بايد خجل باشند نه من وما كه خجالت زده اهل و عيال خود هستيم . باشد كه خداوند آنها را خجل زن و بچه شان بكند. من در ساختماني زندگي ميكنم كه تير چوبي آن شكسته است و هر لحظه بيم خراب شدن دارد حمام درستي ندارد موزائيك هاي حيات آن از پياده روهائي كه اكنون شهردار تهران ميسازد زيبا تر است چرا كه لا بلاي آن علف روئيده است چاك پنجره هاي آن را با نايلونهائي پوشانده ام كه صد رحمت به حلبي آباد مي خواهيد بيائيد ببينيد ورود آزاد است من خجالت را قورت داده ام چرا كه دارائي دارم ولي نمي گذارند از دارائي خود استفاده كنم كساني كه امروز در مقابل مجلس بودند چه آن جانبازي كه با ويلچر آمده بود چه آن ديگري كه شيميائي بود و نمي توانست در آن هواي آلوده تنفس كندو چه آن كه سر پا نمي توانست بايستد و چه ديگران كه با سيلي صورت خود را سرخ نگه مي دارند همه ما دارا هستيم زمين داريم سند داريم اگر اين اشخاص حقيقي كه خود را به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به غلط منسوب كرده و زمين خواري را از اين راه پيشه خود ساخته اند بگذارند در اين دم آخر زندگي، شايد نفسي براحتي بكشيم. اما ...........لا الله الا الله
پس از صحبت هاي اميد وار كننده جناب آقاي تجري كم كم اعضاء منطقه را ترك گفتند حال آنكه عده اي هم نظر داشتند شبانه در همانجا بمانند و بخوابند باور كنيد هرچه در توان داشتم بكار بردم تا آنها را مجاب كنم كه شئونات كارمند دادگستري و قوه قضائيه بودن را حفظ كنند و اطمينان داشته باشند مسئولين حركتي مناسب انجام خواهند داد اما ايرادي به آنها وارد نيست مي گويند چرا آنها كه حقي ندارند بايد زورگوئي كنند و ما سكوت كنيم آيا ما هم بايد كارهاي غير قانوني انجام دهيم ؟؟؟؟ تا مسئولين پي به وخامت اوضاع ببرند و جلو آنها را بگيرند.
ما چيز محرمانه اي نداريم همه اعضاء حاضر معتقد بودند كه در مقابل زور بايد زور به كار برد و حتي اظهار مي داشتند كه دفعه ديگر با كفن خواهند آمد و به خانه هم وقتي ، عمودي بر خواهند گشت كه اين ظلم را مسئولين برداشته باشند و رفع ظلم كنند. به من ايراد مي گرفتند، كه آقاي صادقي تو مسئول هستي و چرا رفتن به مقابل سازمان ملل را به تعويق انداختي آنها را به آرامش دعوت كردم و لي تا كي ؟؟؟؟
من در اين مسئله مانده ام كه چرا مسئولين محترم آنها را راهنمائي نمي كنند و در مقابل اقدامات غير قانوني آنها تسامح را انتخاب كرده اند كه دستور نمي دهند دست از كارهاي غير قانوني برداشته و از طريق قانون اگر براي خود حقي قائل هستند اقدام نمايند كه اين راه حل كل مسئله پيش آمده است آقا ما سند داريم و قانون مارا مالك مي شناسد پس وظيفه قانون است كه در مقابل آنهائي كه سند ندارند ايستاده و اجازه ندهند اين استخوان به كارد برسد كه در اين صورت........ خدايا خودت كمك كن تا اينها براه راست هدايت شوند
اما: سخني هم با حاضرين
اول بايد از همه كساني كه زحمت كشيده و در تجمع قاطعانه امروز، حاضر شدند. نه از طرف خود، كه از طرف كليه اعضاءتعاوني ها، چه آنهائي كه حاضر بودند، و چه آنهائي كه به دلايلي از جمله مريض بودن يا به عللي ديگر حاضر نبودند، ولي با وسائل مختلف در جريان تجمع قرار داشتند، از همه شما عزيزان تشكر و قدر داني كنم .
دوم بايد بگويم، تنها راهي كه ما را به حقوق حقه خودمان خواهد رسانيد. همين تجمعات است و بس. اين را كساني كه از حضور در تجمعات به دلايل قانوني معذورند عنوان مي كنند.
سوم بايد استدعا كنم از كساني كه تند روي دارند براي آنكه تجربه چندين ساله و عمر گذشته به ما ياد داده است، كه براي معارضين دست آويزي نبايد بسازيم. كه خداي نكرده ، دست آورد هاي تجمعات و زحمات كشيده شده را بباد دهيم، آنچه كه ما انجام ميدهيم، حق است،و خواهان احقاق حق هستيم، با تفكر و با سعه صدر بايد حركت كنيم. قاطعانه حق خود را مطالبه كنيم. تا بر چسب هاي آنچناني را بر پيشاني ما نزنند و خودشان را محق نشان ندهند. تا اينجا همه مسئولين مجاب شده اند، كه حق با ما است. بايد به آنان فرصت دهيم، تا بتوانند اين حق را به ما بر گردانند، نه اينكه با حركات هيستريك، آنهارا از خود دلسرد سازيم كه دود آن مستقيما به چشم ما خواهد رفت و معارضين هم همين را مي خواهند. تا ما را با مسئولين محترم رو در رو قرار داده و از آب گل آلود ماهي بگيرند.
من هر گز نمي گويم كه تنها تصميم گيرنده هستم من هم مانند شما يك عضو بيشتر نيستم و داراي يك راي هستم و آنچه را كه اكثريت، چه خوب و چه بد تصميم بگيرند،قاطعانه اقدام خواهم كرد، نه كم نه زياد، مطمئن باشيد كه تصميم، تصميم اكثريت خواهد بود و نسبت به تشتت پيش آمده روز جاري ، هفته آينده در اتاق فكر با اعضائي كه حضور خواهند يافت تشريك مساعي كرده و اتخاذ تصميم خواهيم كرد.
پس
روز سه شنبه 28/8/87 در اتاق فكر
روبروي روزنامه رسمي داخل پارك شهر
ساعت سه بعد از ظهر
افتخار مي كنم كه 31 سال در عدالتخانه زحمت كشيده ام و يك لقمه نان حرام به منزل نبرده ام آقائي كه به نام {{ من}} نظريات خود را در وب مي نويسد الان ايراد خواهد گرفت چرا ناله مي كني.
ناله نيست
درد است
گلويم ناي فرياد ندارد
ورنه
آرام
تير چوبي شكسته سقف
تاب تحمل ندارد
نريمان 21/8/87